زیر پوست شب

گوش کن ،کسی رویاهایش را زیر پوست این شبهای سیاه ، به قصه نشسته ..

شاید یک معجزه..
ساعت ۱۱:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/۱  کلمات کلیدی:

سهم دستهای من

از همان روز اول 

چیزی نبود جز

جدائی 

کف بین هم نمیگفت 

باز میدانستم 

خطوط کف دستهای من 

با آدمهای خووشبخت به یکجا ختم نمیشود

تنها امیدم

شاید یک معجزه بود

که هرگز اتفاق نیفتاد و

من 

یک روز بارانی

لابلای همین خطهای 

در هم و بی مقصد

گمت کردم ..