زیر پوست شب

گوش کن ،کسی رویاهایش را زیر پوست این شبهای سیاه ، به قصه نشسته ..

خدا..
ساعت ٤:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۱٤  کلمات کلیدی:

مادرم همیشه میگفت :

خدا بزرگ است

خیلی بزرگ

و من همیشه 

در فکر مورچه هائی که 

ندیده 

زیر پا له می کردم

من هم بزرگ بودم 

خیلی بزرگ ...