زیر پوست شب

گوش کن ،کسی رویاهایش را زیر پوست این شبهای سیاه ، به قصه نشسته ..

برای تو......
ساعت ۱٠:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢  کلمات کلیدی:
یک کافه ی شلوغ
دو صندلی
من و تو روبروی هم...
چشمانم را میدزدم
آرام لبخند میزنی
به ناهمواری و شیارهای سطح میز خیره می شوم
نگاهم میکنی
من همه احساس میشوم
انگشتانم تیر میکشند
ناخن که در چوب فرو نمیرود
فقط یک رد کوچک
اما....
هی ...هی
به شیارهای روی میز خیره می شوم
من تنها نیستم
ببین ..........................

شبنم محتشمی