زیر پوست شب

گوش کن ،کسی رویاهایش را زیر پوست این شبهای سیاه ، به قصه نشسته ..

تقدیر...
ساعت ٢:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۱  کلمات کلیدی:

در مشتش همیشه برای من کمی عشق پنهان کرده بود 
خودش میگقت 
من اما هرگز نخواستم 
آن را برایم باز کند 
تقدیرگاهی
مشت آدمها را 
خالی میکند .....