زیر پوست شب

گوش کن ،کسی رویاهایش را زیر پوست این شبهای سیاه ، به قصه نشسته ..

عاشقی ...
ساعت ٢:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٤  کلمات کلیدی:

عاشقی ینی عشقت هر کاری میکنه تماشاش کنی و لذت ببری
هرچی میگه .. بره اون ته ته دلت جا خوش کنه 
که وقتی اسمتو صدا میزنه از لذت لال بشی آخرش از ته گلوت یه صدای هیجانزده بیاد بیرون بگه جانم 
که شب تا صبح هی بوش کنی نفستو حبس کنی که بوی تنش تمام سلولای مغزتو پر کنه 
که سنگای پیاده رو رو یکی در میون ردکنی که زودتر تو آغوشت بگیریش 
که وقتی ناراحته از پشت بغلش کنی بچسبونیش به خودت بدونه میتونه بهت تکیه کنه 
که شبا تا صبح از لذت حضورش خواب به چشمات نیاد 
که .............
این آدما چی میگن ؟؟
اینا عاشقی نمیدونن چیه 
اگه میدونستن هیشکی تو این دنیا تنها نبود 
حتی خدا ... بجای بیرون کردن حوا 
با آدم دوئل میکرد و حوا رو مال خودش میکرد
اونوقت اونم تنها نبود که تقاصشو از زمینیا بگیره .......