زیر پوست شب

گوش کن ،کسی رویاهایش را زیر پوست این شبهای سیاه ، به قصه نشسته ..

دنیای دیوانه ...
ساعت ٢:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٤  کلمات کلیدی:

عاشق بی معشوق
عابد بی معبود
آدمها حیران
سرگردان
سردر گریبان
یکی بدنبال عشق 
یکی فراری از عاشقی 

اینگونه بود که هر روز برتعداد دیوانگان شهر 
اضافه میشد 
همه مجنون و همه شیدا ..

و باز داروغه هر شب بانگ بر می آورد

آسوده بخوابید ،شهر در امن و امان است