زیر پوست شب

گوش کن ،کسی رویاهایش را زیر پوست این شبهای سیاه ، به قصه نشسته ..

دوباره تو
ساعت ۱٢:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٢٧  کلمات کلیدی:

هر بهار برایت 

شعری جدید می سرایم

کنار شکوفه های گیلاس 

عکس یادگاری میگیرم 

برایت  هفت سین میچینم 

پر از سنبل و سبزه 

شمع روشن میکنم 

حافظ را دعوت میکنم 

برایمان تفالی بزند

خانه را با بوی نان زنجفیلی پر میکنم 

کوچه را آب پاشی میکنم

منتظرت میمانم 

میمانم 

میمانم 

میمانم 

دفتر شعرم را میبندم 

عکسم را در آلبوم قدیمی میگذارم 

شمعها را خاموش می کنم 

درها را میبندم 

یک گوشه کز میکنم 

و

تا بهار سال بعد 

انتظار میکشم ....