زیر پوست شب

گوش کن ،کسی رویاهایش را زیر پوست این شبهای سیاه ، به قصه نشسته ..

عبور..
ساعت ۳:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٩/۱٧  کلمات کلیدی:

  باران ، رد پاهایت را همراه خاطراتمان شست

  تو دیگر بر نمیگردی

  نمیدانم به چه امیدی هر شب ، این شیشه های عرق کرده  را در جستجوی رد پای تو

   " هااا " میکنم .!!!!!!.


نا نوشته ها ..
ساعت ۳:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٩/۱٧  کلمات کلیدی:

 کتابخانه ام را پر کرده ام، از کتابهای نانوشته

 از حرفهائی که نه میتوان گفت ، نه میتوان نوشت

  خدا را چه دیده ای...

 شاید روزی کسی پیدا شودکه سطر سطر ناگفته هایم را

  از نانوشته هایم بخواند ..


بدون عنوان ..
ساعت ۱٢:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٩/٦  کلمات کلیدی:

  میخواهم چیزی بنویسم

  آن بالا از من عنوان مطلب میخواهد

  کمی پائینتر اندازه ی قلم ...

  دلتنگی نه عنوان میخواهد ، نه اندازه اش را با هیچ قلمی میتوان نوشت

  بگذریم اصلا نمی نویسم ...

 

  


بی ستاره ..
ساعت ۱٢:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٩/٦  کلمات کلیدی:

 حالم خوب است .. 

 باور کن

 تبدیل شده ام به زنی که هر روز یک قاشق شکر به لحظه هایش اضافه میکند تا بگوید  روزگارم شیرین است ..

 و شبا هنگام

خیره در جستجوی ستاره ی خوشبختی

 گردن به تیغ تیز شب میدهد...