زیر پوست شب

گوش کن ،کسی رویاهایش را زیر پوست این شبهای سیاه ، به قصه نشسته ..

روز مبادا
ساعت ۱:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٦/۱٥  کلمات کلیدی:

کتاب زندگی ات را 

هر از گاهی ورق بزن 

خاطرات خوشت را مرور کن و شاد شو

این روزها گرانیست

در این بازار مکاره ی دنیا

دیگر نمیشود خوشی را خرید و خاطره ساخت و لذت و برد

این روزها

روز مبادای خاطره های شیرین است...


پایان...
ساعت ۳:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٦/۱۳  کلمات کلیدی:

پایان 

سر آغاز شروعیست که نهایتش باز میشود

پایان 

و باز برمیگردیم به همان دور باطلی که با هر شروعش فکر میکردیم حتما راه طولانیست و 

پایانش خوش

نمیدانم بشر از چه زمانی آغاز به فریب دادن خویش کرد که هنوز

حماقت سرلوحه ی زندگانی انسانهاست....

 


یک خاطره..
ساعت ۳:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٦/۱۳  کلمات کلیدی:

فراموشی درد بدیست
فراموش شدن بدتر
در دنیایی که پر است از هیاهوی آدمهای رنگارنگ 
اگر فراموش نشوی عجیب است
با این حال ، گاه به خودم امید میدهم
حداقل
تو نام مرا فراموش نخواهی کرد و با آغازهر بهار ، زیر هر نم باران 
با باز شدن شکوفه ها روی شاخه ی درختان ... 
به یاد اولین بوسه

مرا به یاد خواهی آورد
نه؟؟


یک قطره..
ساعت ۳:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٦/٢  کلمات کلیدی:

یک قطره بغض میچکد روی دفترم

همانجا که نوشتم

 تو 

تو و اشک در هم آمیخته می شوید

تنها لکه ای بجا میماند 

سیاه ..