زیر پوست شب

گوش کن ،کسی رویاهایش را زیر پوست این شبهای سیاه ، به قصه نشسته ..

حال این روزهای ما
ساعت ۳:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۱  کلمات کلیدی:

آغوشی که باید باشد و نیست 
بغضی که نباید باشد و هست ...


غریبه
ساعت ۳:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۱  کلمات کلیدی:

 

 
روزی که آمد تنها یک غریبه بود 
روزی که رفت
اما
.

غریبه شده بود ..... 

بیچاره دل ...
ساعت ۳:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۱  کلمات کلیدی:

دل بیچاره 
از بدو تولد ،کودکی سر راهی بود
سر راه هر کس قرار گرفت 
با مهربانی برداشته شد 
سر راه دیگری 
گذاشته شد...


نزدیکتر نیا...
ساعت ۳:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۱  کلمات کلیدی:

دورادور همدیگر را میبینیم 
دوست میشویم 
از همان دور عاشق میشویم 
از همان دور عشق می ورزیم 
محبت میکنیم 
وابسته می شویم
همانجا بمان
نزدیک نیا 
میترسم یکدیگر را نشناسیم ...


مرا ببخش..
ساعت ۳:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۱  کلمات کلیدی:

می آیی 
با تبسمی برانحنای لبهایت 
نگاهم میکنی 
با آغوش باز 
مرا به خود میخوانی 
باز پا گذاشته ای درون این
دل ویران شده از نبودنت 
ببخش
اما 
آشفته تر از آنم 
که باورت کنم ....


نفرین ...
ساعت ۳:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۱  کلمات کلیدی:

لعنت به من 
که 
یک 
تو 
یک 
ما 
کم 
دارد 


یه آرزوی کوچولو..
ساعت ۳:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۱  کلمات کلیدی:

دلم میخواست لاک پشت باشم 
یه لاک پشت کوچولو 
که هروقت از دست آدما دلم میگرفت 
سرمو میکردم تو لاکم تا چن روز از خونه م نمیومدم بیرون 
یا حتی اگه زیر پاشون منو له میکردن 
نمیفهمیدم کار آدماس
فک میکردم زلزله اومده 
خونه م تو سرم خراب شده .......


دیوانگی ...
ساعت ٢:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۱  کلمات کلیدی:

اگر دیوانگی نباشد پس چیست؟؟!!!
وقتی در این دنیا یه به این بزرگی
دلت فقط هوای یک نفر را میکند .......


کمی رویا ...
ساعت ٢:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۱  کلمات کلیدی:

نوای آرام موسیقی در کافه ای کوچک 
دور از هیاهوی آدمها 
به قهوه ی ته فنجانم خیره شده ام 
کاش آینده بینیه فالگیر
یکبار هم که شده 
مرا در آغوش تو می انداخت 
کاش
صدای موسیقی بلندتر به گوش میرسد 
dance me to the end of love
و....
سنگینیه دستی روی شانه ام 
نجوای آرام مردانه ای
.
بانو افتخار میدهید ؟؟؟؟؟


تقدیر...
ساعت ٢:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۱  کلمات کلیدی:

در مشتش همیشه برای من کمی عشق پنهان کرده بود 
خودش میگقت 
من اما هرگز نخواستم 
آن را برایم باز کند 
تقدیرگاهی
مشت آدمها را 
خالی میکند .....


بی زحمت...
ساعت ٢:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۱  کلمات کلیدی:

سلام فرشته 
پینوکیو هستم 
از دنیای آدمها بیزار شده ام 
بیزحمت 
دوباره مرا چوبی کن ....
چوب یکبار آتش میگیرد و میسوزد
انسانها 
هر روز یکدیگر را به آتش میکشند 
قول میدهم 
خوب باشم 
دروغ نگویم 
رحم کن 
بیزحمت دوباره مرا چوبی کن


پایان قصه ...
ساعت ٢:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۱  کلمات کلیدی:

 

 
وقتی با پایان یافتن قصه ی ما 
کلاغ باز هم به خانه نمیرسد 
پس چرا قصه را تغییر ندهیم و 
تا رسیدن کلاغ به خانه صبر نکنیم ؟!
میتوانیم حتی همسفرش شویم 
تا همیشه 
قصه ی ما نیز
ناتمام بماند ...........

نگاه..
ساعت ٢:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۱  کلمات کلیدی:

مرا قصه گو کرد 
حرف حرف چشمهایش ...


خوشیم ..
ساعت ٢:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۱  کلمات کلیدی:

چند روزیست که میخندم ....
این یعنی
حال دلم بد نیست ...


روزهای بارانی
ساعت ٥:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٤  کلمات کلیدی:

روزهای بارانی 

حکایت دیگریست 

آنکه عاشق است .. عاشقتر میشود 

آنکه تنهاست .. تنهاتر ..


بی قراری ها ....
ساعت ٥:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٤  کلمات کلیدی:

قراره 
قرار بود 
قرار شد 

تمام زندگی ما
دربیقراری 
قرارهایمان گذشت ...


همیشگی باش...
ساعت ٥:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٤  کلمات کلیدی:

برای همیشگی شدن 
لازم نیست همیشه کنارش باشی
یه بار برای همیشه 
باشی هم میشه ....


خاطرات ...
ساعت ٥:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٤  کلمات کلیدی:

امشب 
درد و غم را به کناری گذاشته ام 
میخواهم تنها از تو بنویسم 
جشن بگیرم آمدنت را ..
نفس بکشم بودنت را ..
خوب است 
دلم برای کسی میتپد 
که نیست 
و این
خاطرات بیرحمانه تر از همیشه 
حمله ور شده اند


دریغ...
ساعت ٥:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٤  کلمات کلیدی:

سرم بکار خودم بود 

روح سرکشم اما 
چونان اسبی
افسار گسیخته 
بدنبال آغوش تو 
تا بلکه برای لحظه ای
رام شود ...
آرام شود ...
اما

دریغ .........


یه نکته...
ساعت ۳:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٦  کلمات کلیدی:

مغرور باش
نه در مقابل عشقت 
بلکه بخاطر داشتنش ........


تاوان...
ساعت ۳:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٦  کلمات کلیدی:

از دنیا چیزی نخواستم 
جز یک آغوش گرم
دو چشم عاشق 
دستانی مهربان 
ویک لیوان چای ولرم
که بنوشم بی دغدغه 
حال دنیا هر روز 
تاوان زیاده خواهی ام را 
از من طلب میکند

اینگونه بود که ما به دنیا بدهکار شدیم .....


امید..
ساعت ۳:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٤  کلمات کلیدی:

حس اون آدمی که شب بی صدا
میره روی بلندترین نقطه ی شهر وامیسته که خودشو بندازه پائین 
ولی
محو زیبائی شهر میشه ....


یک بوسه ی...
ساعت ۳:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٤  کلمات کلیدی:

زندگی میتونه خیس شدن زیر بارون باشه 
میتونه وایسادن جلوی دکه ی روزنامه فروشی و خوندن تیتر روزنامه ها باشه 
میتونه خوردن یه صبحونه ی باحال با یه آدم باحال باشه
میتونه گره خوردن نگاه دوتا رهگذر با نگاه هم باشه
میتونه حلقه شدن انگشتای دو تا دست تو هم باشه 
میتونه پریدن روی نیمکتهای سنگیه پیاده رو باشه
یا 
حتی....
یه بوسه ی فرانسوی وسط خیابون


زندگی شاید...
ساعت ۳:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٤  کلمات کلیدی:

زندگی شاید فشار سرانگشتان مردانه ایست
بر بازوان تکیده ی 
یک زن...


عاشقی ...
ساعت ٢:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٤  کلمات کلیدی:

عاشقی ینی عشقت هر کاری میکنه تماشاش کنی و لذت ببری
هرچی میگه .. بره اون ته ته دلت جا خوش کنه 
که وقتی اسمتو صدا میزنه از لذت لال بشی آخرش از ته گلوت یه صدای هیجانزده بیاد بیرون بگه جانم 
که شب تا صبح هی بوش کنی نفستو حبس کنی که بوی تنش تمام سلولای مغزتو پر کنه 
که سنگای پیاده رو رو یکی در میون ردکنی که زودتر تو آغوشت بگیریش 
که وقتی ناراحته از پشت بغلش کنی بچسبونیش به خودت بدونه میتونه بهت تکیه کنه 
که شبا تا صبح از لذت حضورش خواب به چشمات نیاد 
که .............
این آدما چی میگن ؟؟
اینا عاشقی نمیدونن چیه 
اگه میدونستن هیشکی تو این دنیا تنها نبود 
حتی خدا ... بجای بیرون کردن حوا 
با آدم دوئل میکرد و حوا رو مال خودش میکرد
اونوقت اونم تنها نبود که تقاصشو از زمینیا بگیره .......


دنیای دیوانه ...
ساعت ٢:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٤  کلمات کلیدی:

عاشق بی معشوق
عابد بی معبود
آدمها حیران
سرگردان
سردر گریبان
یکی بدنبال عشق 
یکی فراری از عاشقی 

اینگونه بود که هر روز برتعداد دیوانگان شهر 
اضافه میشد 
همه مجنون و همه شیدا ..

و باز داروغه هر شب بانگ بر می آورد

آسوده بخوابید ،شهر در امن و امان است


یک گوشه ی دنج...
ساعت ٢:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٤  کلمات کلیدی:

همینجا 

یه گوشه دنج 

کنج قلبت 

برای من کافی بود 

تا با هرتپشش

زیر و رو شود 

دنیایم .......


خیال باطل...
ساعت ٢:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٤  کلمات کلیدی:

به خودت دلداری میدی 

میخواد فراموشم کنه .. میتونه ؟ 

نه نمیتونه 

عمق فاجعه اونجاست که 

میفهمی

اصلا دیگه تو رو یادش نمیاد .....


پس از تو..
ساعت ۱:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٤  کلمات کلیدی:

رفتی

همه پشت سرت آب ریختند

من اما 

ذره ذره 

آب شدم ....